|
تبریز شهری که نامش از دیرباز آشنای اهل سیاحت در اقصی نقاط جهان بوده و هست و در میان قراء مسلمین به قبه الاسلام مشهور گشت و در طول جاده ابریشم غرب را با شرق پیوند داد و دروازه مشرق زمین خوانده شد، ربع رشیدیه این شهر شیفتگان علم و اندیشه را از چهار سوی ممالک اسلامی به خود فراخواند. شنب غازانش با ابنیه باشکوه خویش چشم ها را خیره ساخت، رونق اتقصادش بزرگترین بازار آن زمان را پی افکند. در پهنه هنر صاحب مکتب گشت، مکتب تبریز هنر آن دوران را متحول ساخت. واضح خط نستعلیق میرعلی تبریزی از این شهر بوده است که عروس خطوط اسلامی را بیاراست. این شهر طی اعصار متمادی مأمن عرفا و شعرای بنام گشت و از آن رو دارای مقبره الشعراء است. تبریز شهر حماسه ها و قیام ها، همواره در ادوار مختلف به تلألو بوده و هست. نهضت تنباکو را پی افکند. مشروطه را به کشور عزیزمان ارزانی داشت، بعد از سال های بحرانی 20 الی 25 در سال 1332 و 1342 حضور بارز خود را به اثبات رساند و سرانجام قیام شکوهمند 29 بهمن را خلق کرد. امروز تبریز کهن به شهر شهیدان محراب مشهور گشته است و نخستین شهید محراب حضرت آیت ا... سید محمدعلی قاضی طباطبائی نماینده حضرت امام (ره) در آذربایجان و امام جمعه مردم تبریز بود که به دست منافقی کوردل به درجه رفیع شهادت نایل گشت و بعد از این ضایعه اسفناک طی حکمی از سوی حضرت امام (ره) ، حضرت آیت ا... سید اسداله مدنی به امامت جمعه تبریز منصوب و نماینده ولی فقیه در آذربایجان شد و او نیز همانند سلف خویش حضرت امیرالمومنین (ع)، در محراب نماز جمعه به شرف شهادت نایل گشت. در دوران جنگ تحمیلی نیز عاشوراییان این شهر به فرماندهی سردار سرلشکر شهید مهدی باکری، به خلق حماسه ها پرداختند و سردار سرلشکر شهید حسن شفیع زاده بنیاد توپخانه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را پی افکند و شهیدان مرتضی یاغچیان ؛ علی تجلایی؛ علی باقری و ... هر یک در طریق مجد و عظمت دین و ملت از جان خود گذشتند. روحشان شاد، راهشان پر رهرو باد. امروز در صدد ترسیم سیمای تبریز این شهر حماسه ها و قیام ها، این شهر شهیدان محراب هستیم. اگر چه از تبریز سخن گفتن ، آن هم در مجالی چنین تنگ به مثابه گنجاندن دریایی در سبو است، باری به مصداق این بیت" آب دریا را اگر نتوان کشید هم به قدر تشنگی باید چشید" می توان شمه ای را – به قدر توان – بازگفت. امیدواریم نقصان موجود را به دیده اغماض نگریسته و به مثال برگ سبزی قبول دارید. تاریخچه تبریز: تبریز مرکز استان آذربایجان شرقی است. در 46 درجه و 25 دقیقه، طول شرقی و 38 درجه و دو دقیقه عرض شمالی از نصف النهار گرینویچ واقع شده است. ارتفاع آن از سطح دریا 1340 متر می باشد. با وسعتی حدود 11800 کیلومتر در قلمرو میانی خطه آذربایجان و در قسمت شرقی شمال دریاچه ارومیه و 619 کیلومتری غرب تهران قرار دارد و در 150 کیلومتری جنوب جلفا، مرز ایران و جمهوری آذربایجان قرار گرفته است. جمعیت تبریز بیش از یک و نیم میلیون نفر می باشد. تبریز از سمت جنوب به رشته کوه منفرد همیشه پر برف سهند و از شمال شرقی به کوه سرخ فام عون علی (عینالی) محدود می شود. رودخانه آجی چای (تلخه رود) از قسمت شمال و شمال غرب تبریز می گذرد و بعد از طی مسافتی قابل توجه در دشت تبریز به دریاچه ارومیه می ریزد و مهرانرود از میانه تبریز می گذرد که اکثرا" در فصول مختلف سال بی آب است. تبریز زمانی دارای باغات و مزارع فرح انگیز و پرآوازه ای بود به همراه قنات ها وچشمه های متعدد که امروزه تمامی آن همه باغات و مزارع از میان رفته یا در حکم از میان رفتن است و گسترده شهر پیرامون خودرا به مناطق مسکونی، تجاری، اداری و صنعتی و خدماتی مبدل ساخته است. شرح تبریز از گذشته دور تا به امروز هرگز در قاموس سطرها و نوشته ها نگنجیده است. پیشینه تبریز همواره در هاله ای از ابهام مستور بوده و امروزش نیز حکایتگر غرایب است. تاریخ تبریز در پیش از ظهور اسلام اسیر ظن ها و گمان ها و گاهی اغراض هاست و بعد از ظهور اسلام سیمای پرشکوهش نظر جهانیان را معطوف می سازد و در گستره وسیع حکومت اسلامی به «قبه الاسلام» مشهور می شود. سپس در شاه راه ابریشم، شرق را با غرب پیوند می دهد و رونق اقتصادش به بنیان بازارها و کاروانسراهایی می انجامد که عظیم ترین مکان مسقف پهنه گیتی می گردد و از این رو – رشک انگیز- دارای شکوهمند ترین ابنیه اعصار و مترقی ترین دانشگاه آنزمان – ربع رشیدی – می شود. بنیاد شهر تبریز و وجه تسمیه نامش افسانه ای را می ماند، گاهی بوی اغراض می دهد و برخی موارد نیز از ظن ها و گمان ها نشأت می گیرد. زنده یاد عبدالعلی کارنگ در آثار باستانی آذربایجان (آثار و ابنیه تاریخی شهرستان تبریز) در باب وجه تسمیه تبریز می نویسد: کلمه تبریز را جغرافی نویسان عرب چون سمعانی و یاقوت حموی به «کسر تاء» و جعرافی نویسان ایرانی و ترک چون حمدالله مستوفی و کاتب چلبی به «فتح تاء» و مروخان رومی و ارمنی و روسی چون فاوست، آسولیک، وارطان و خانیکف به «فتح تاء» ، قلب «باء» ، به «واو» یعنی به صورت «تورز Taverz» ، و «تورژ Tavrez» ، «تورشTavres» و «تدورژ Davrez» ذکر کرده اند. درباره بنا و وجه تسمیه شهر تبریز حمدالله مستوفی و یاقوت حموی می نویسند: بنای تبریز از زبیده زن هارون الرشید است. وی به بیماری تب نوبه مبتلا بوده، روزی چند در آن حوالی اقامت کرده، در اثر هوای لطیف و دل انگیز آنجا بیماری زبیده زایل شده، فرموده شهری در آن محل بنا کنند و نام آن را «تب ریز» بگذارند. اولیا چلبی کلمه «تبریز را به معنی ستمه دوکوجو» (ریزنده تف وتاب) و این نام را با آتشفشانی دیرین کوه سهند مربوط دانسته است. زنده یاد کارنگ در ادامه می افزاید؛ مورخان ارمنی هم اسم تبریز را «تورژ یا دورژ » محرف عبارت «د، ای، ورژ» و به معنی انتقام گاه دانسته و نوشته اند: بانی تبریز خسرو ارشاکی (233-217 م) حکمران ارمنستان است که آن شهر را به یاد گرفتن انتقام «ارتبانوس» یا «اردوان» آخرین پادشاه پارتی از اردشیر بابکان بنیاده نهاده و نام آن را (Da-i-vrez) گذاشته است. مولف آثار باستانی آذربایجان با افسانه شمردن موارد ذکر شده می نویسد: قدیمی ترین ذکر نام تبریز را در کتیبه سارگن دوم پادشاه آشور خواهیم یافت، شرقشناس شهیر فقید ولادیمیر مینورسکی می نویسد: «سارگن دوم در سال 714 قبل از میلاد به قصد تصرف ممالک اورارتو سفری به شمال غربی ایران کرد. از ناحیه سلیمانیه کنونی (واقع در کردستان عراق) داخل کردستان مکری شد، از پارسوا Parsua (پسوند کنونی) و ساحل جنوبی دریاچه ارومیه گذشت، از سوی شرقی دریاچه به راه خود ادامه داد و پس از پشت سرگذاشتن «اوشکایا» (اسکوی کنونی) قلعه «تارومی» یا «تاروئی » و «ترماکیس» را گشود. بعید نیست یکی از این دوکلمه نام قدیمی تبریز کنونی باشد. چنانچه در ابتدا اشاره شد پیشینه تبریز همواره در هاله ای از ابهام مستور بوده است و بنیاد و وجه تسمیه نامش گاهی افسانه ای، گاهی مغرضانه و گاهی نشأت گرفته از ظن ها و گمان ها می گردد. این که تبریز قبل از اسلام مکانی آباد و یا غیر آباد بوده است هنوز سند محکمه پسندی در میان نیست حتی در اوایل ظهور اسلام نیز در حمله اعراب به آذربایجان نامی از تبریز دیده نمی شود، تنها اشاره دقیق و مستند مربوط به زمان سلسله روادیان است که در زمان خلافت متوکل عباسی، رواد ازدی از اهالی یمن در آذربایجان به حکمرانی پرداخت و در زمان او و فرزندانش تبریز رو به آبادی نهاد و دور شهر را بارو کشیدند . از آن زمان به بعد تبریز با سپری ساختن وقایع تلخ و شیرینی آوازه ای جهانی یافت. اوصافی که در طول تاریخ از تبریز شده است به اجمال چنین است. در قرن چهارم هجری یاقوت حموی تبریز را مشهورترین شهر آذربایجان می خواند. ابوحوقل در 367 و ابن مسکویه در 421 و ناصر خسرو در 438 تبریز را بزرگترین و آبادترین شهر آذربایجان می خوانند. در سال 618 لشکر مغول به پشت دروازه های تبریز می رسند، اما تدابیر شایان تقدیر بزرگان شهر تبریز را از حمله مغولان مصون نگه می دارد و مردم تبریز با بذل مال شهر را از کشتار و ویرانی رها می سازند.البته این اتفاق سه بار تکرار میشود و در هر سه بار مردم متمول تبریز همان تدبیر را به کار می بندند تا این که در سال 638 ه . ق مغول ها به سراسر آذربایجان مسلط می شوند و تبریز را پایتخت خود قرار می دهند که در زمان غازان خان تبریز شکوه ویژه ای می یابد. شنب غازان با ابهت تاریخی اش چشم ها را خیره می سازد، خواجه رشید الدین فضل الله وزیر اندیشمند ایلخانیان ربع رشیدی را بنیاد می نهد که در زمان خود عظیم ترین مرکز علمی- فرهنگی به شمار می رود و از آن همه مجد و عظمت اینک ویرانه هایی از برج های ربع رشیدی در میان محله ای باقی مانده است. این شهر در طول تاریخ دوره های طلایی متعددی را سپری ساخته است، دوران پایتختی، دوران ولیعهدنشینی، دوران شکوفایی تجاری، اقتصادی، هنری و ... زمانی مکتب تبریز در عرصه هنر تحول شگرفی را موجب می گردد که امروزه آثار کم نظیر آن دوره زینت بخش موزه های جهان است. مردان و زنان نامداری از این شهر برخاسته اند، کعبه ملای روم؛ میعادگاه عرفا، شعرا؛ اندیشمندان و بزرگان بوده است. به همین خاطر تبریز یگانه شهری است که صاحب مقبره الشعرا است. مقبره ای که خاقانی ها، همام ها، قطران ها و ... سرانجام واپسین مقتدر آسمان شعر و ادب شهریار شیرین سخن در آن مکان مقدس آرمیه است، اگر چه از بلایای زمینی و آسمانی در امان نمانده است، زلزله ها، سیل ها، بیماری های واگیر؛ جنگ ها و ... همه تبریز را آشفته، اما باز این شهر همیشه سرافراز به قول آقای یحیی ذکاء ، هر بار از زیر ویرانه ها و خاکسترهای شهر پیشین همچون سمندری، زنده تر و سرفرازانه تر قد برافراشته، زندگی از سر گرفته و هیچگاه زبون پیشامد ها و بازی های روزگار نگردیده است. میرعلی تبریزی واضح خط نستعلیق ، پیر سیداحمد تبریزی استاد کمال الدین بهزاد و ... از جمله هنرمندانی بودند که تحولی در عرصه دنیای هنر آن روزگار چدید آوردند. در زمان صفویه این اقتدار هنری در تبریز به اوج خود رسید اما جنگ صفویان با دولت عثمانی آنچه را که بافته شده بود پنبه ساخت و از تبریز و از آن همه مجد و عظمتش چز کشتزارهایی سوخته و کوشک هایی ویران چیزی بر جای نماند و پایتخت به اصفهان منتقل شد و هر چه استاد و هنرمند و اندیشمند بود به اصفهان کوچید و بناهای عظیم اصفهان که امروز مایه مباهات کشورمان است به دست کوچندگان تبریز و هنرمندان این خطه بنیاد شد و پادشاهان صفوی که پادشاهانی فرهنگ دوست و هنرپرور بودند اصفهان را نگین ایران ساختند و همای سعادت از فراز آذربایجان بویژه تبریز پر کشید و بر سر اصفهان سایه افکند. تبریز گذشته از آنچه ذکرش رفت، در امور بنیادی نیز همواره پیشگام بوده است و شاهد این مدعا قیام ها و تحول های فرهنگی، هنری و صنعتی است که شاهد آن بوده ایم و هستیم. نقش بنیادی تبریز در نهضت تنباکو به استناد مدارک موجود حقانیت مبداء نهضت تنباکو از تبریز را به اثبات می رساند که در پی آن میرزای شیرازی فتوای معروف خود را صادر می کند و شرح واقعه به قلم پژوهشگر ارجمند آقای صمد سرداری نیا تحت عنوان «تبریز در نهضت تنباکو» به انجام رسیده است. قیام عظیم مشروطیت و نقش تبریز در اعطای مشروطه به مردم آن زمان امر مبرهنی است که حکایتگر دلیری مردان پولادین اراده ای پون زنده یادان ستارخان سردارملی، باقرخان سالار ملی، ثقه الاسلام ،شیخ محمد خیابانی، علی مسیو، حسین خان باغبان و ... است. بعد از قیام مشروطه و وقایع مختلف، تبریز پس از سپری ساختن سال های بحرانی 20 الی 25 در سال 1332 در نهضت ملی ساختن نفت یکی از ارکان حرکت های آن زمان در سراسر کشور به شمار می رفت و گواه این ادعا، صفحه های حاکی شور و حال انقلابی مطبوعات تبریز در آن سال هاست و ملاقات های شادروان سید اسماعیل پیمان با آیت ا... کاشانی و دکتر مصدق می باشد. در نهضت 15خرداد سال 1342 نیز بازاریان تبریز با بستن بازار و خطبای تبریز با ایراد سخنرانی های مهم و پخش شب نامه ها و حرکت های اصیل انقلابی دین خود را ادا کردند و سرانجام در 29 بهمن سال 56 با حرکتی توفنده بنیاد شاهنشاهی 2500 ساله را به لرزه در آوردند و عظمت واقعه به قدری غیرمنتظره و خارق العاده بود که رژیم شاهی را دچار سردرگمی ساخت و ساواک با تمامی ادعاهای پر طمطراق خود عاجزانه به تقلا برخاست. آنچه رفت مختصری بود از تبریز و وقایع تاریخی فرهنگی آن. اینکه به شرح مختصر یکایک موارد شایان توجه اکتفا می شود. با این امید که این سطور در شناساندن سیمای تبریز برای هر صاحب اشتیاقی سودمند واقع شود. بافت قدیم شهر تبریز توسعه شهر تبریز از طریق ایجاد بازارچه هایی در امتداد دروازه های هشت گانه قدیمی صورت گرفته است. با پوشش فواصل بازارچه ها توسط واحدهای مسکونی سیمای شهر فعلی در قرن گذشته شکل گرفته است و اکنون نیز این سیما را می توان در محلات قدیمی شهر کاملا" مشاهده نمود هرچند خیابان کشی های جدید آن بافت قدیمی و سنتی را از بین برده با این همه در بین کوچه پس کوچه های قدیمی شهر را که از آنها آثاری هرچند غیرمعمور برجای مانده است مشاهده نمود. این قسمت از شهر از شمال به محله (دوه چی) خیابان (شمس تبریزی) ، از جنوب به محله لیلاوا و چرنداب، از شرق به خیابان ثقه الاسلام و خاقانی و از غرب به راسته کوچه و شریعتی محود می گردد. در درون این هسته مرکزی بازار تبریز قرار گرفته است که با وسعتی معادل یک کیلومتر مربع از تیمچه ها و سراها و دالان ها و مساجد و حمام ها و حجرات تشکیل یافته است. این بازار بعد از مشروطیت و مخصوصا" بعد از سال های 1300 شمسی در اثر عدم توجه رو به خرابی گذارده است. هجوم معماری جدید و استفاده از مصالح جدید به جای مصالح سنتی قدیم این بازار را مورد تهدید جدی قرار داده است. رکود اقتصادی منطقه بعد از سال های 1320 که مسایل سیاسی وقت موجد آن بوده است و فرار سرمایه های بومی در انهدام بازار تبریز نقش مهمی داشته است به طوری که در دهه های 30 و 40 بی توجهی به اوج خود رسید و بیشتر انهدام بازار و بافت سنتی آن در این سال ها صورت گرفته است. با تمام این ها اگر یک جهانگرد اروپایی بخواهد به شرق مسافرت نماید از اروپا تا تهران بازار سرپوشیده ای به بزرگی و عظمت بازار تبریز مشاهد نخواهد نمود. از جهانگردان بنامی که بازار را تبریز در اعصار و قرون مختلف دیده و توصیف نموده اند می توان از مقدسی در قرن چهارم یاقوت حموی قرن هفتم، مارکوپولو قرن هفتم، ابن بطوطه قرن هشتم، حمدالله مستوفی قرن هشتم را نام برد که هریک به فراخور حال از بازار و وفور کالا و این که درآمد بیشتر مردم از طریق داد و ستد به دست می آید سخن رانده اند ولی مفصل ترین آنها را شاردن داشته است. او بازار را دارای 15000 باب مغازه و تبریز را دارای بزرگترین بازار آسیا به حساب می آورد. بازار تبریز یکی از شاهکارهای جالب معماری ایرانی است. طاق ها و گنبدها مقرنس بی نظیر یا کم نظیری دارد. بزرگترین گنبد بازار، گنبد تیمچه امیر است. مهم ترین تیمچه های فعلی بازار تبریز عبارتند از : تیمچه امیر، تیمچه مفریه، تیمچه شیخ کاظم؛ تیمچه گرجیلر، تیمچه حاج صفرعلی، تیمچه میرزا شفیع، تیمچه حاج رحیم؛ تیمچه حاج میرابوالحسن. بانی تیمچه امیر میرزا محمد خان امیرنظام زنگنه است که در 1260 ه . ق در گذشته است. معمار معروف آن صمد معمار بوده است که داستان زندگی او در بین معمرین تبریز زبانزد است. وی در اواخر عمر با فقر روزگارگذرانیده و با فقر نیز زندگی را بدورد گفته است. یکی از زیباترین قسمت های بازار تبریز تیمچه مظفریه است. ساختمان این بنا در سال 1305 ه. ق پایان پذیرفته است و نامگذاری آن به سبب مظفرالدین میرزا و افتتاح آن به دست وی بوده است. بانی آن حاج شیخ معروف (جعفر قزوینی ) بوده است که در عین حال بانی تیمچه ها و دالان حاج شیخ نیز می باشد. معروف ترین راسته های بازار تبریز در حال حاضر عبارتند از : بازار امیر، بازار کفاشان، بازار حرمخانه، راسته بازار، یمن دوز بازار، بازار حلاجان، قیزبستی بازار (قیز بسط بازار)، بازارا سراجان، راسته کهنه، بازار کلاهدوزان، دلاله زن بازار، بازار صادقیه، بازار مسگران، بازار حاج محمدحسین، بازار مشیر، بازار صفی، بازار میرابوالحسن ، رنگی بازار، بازارچه شتربان (دوه چی) ، بازارچه خیابان و... مجموعه بازار قدیمی تبریز به سبب ویژگی های معماری آن و ضرورت حفظ و نگهداری از آن در سال 1354 تحت شماره 1097 در فهرست آثار ملی کشور ثبت شده و اینک مطابق قانون تحت حفاظت سازمان میراث فرهنگی قرار دارد و هرگونه تعمیرات و مرمت آن با اطلاع و مجوز آن سازمان صورت می گیرد. سازمان میراث فرهنگی کشور همه ساله از محل بودجه عمومی دولت و کمک های مالی کسبه مبالغ قابل توجهی در مرمت احیاء این مجموعه زیبای قدیمی هزینه می نماید. مدارس قدیمی تبریز 1_ مدرسه اکبریه: این مدرسه عمارت دو طبقه مفصلی داشت که در سال 1266 ه. ق. در ضلع غربی و شمالی صحن بقعه صاحب الامر از طرف میرزا علی اکبرخان مترجم و دبیر کنسولگری روسی بنیاد نهاده شد. 2- مدرسه جعفریه: جعفریه مدرسه کوچکی است که در بازار مسجد جامع – جنب مدرسه طالبیه متصل به دیوار شرقی مسجد اسماعیل خاله اوغلی واقع شده است؛ راه آن از دالان طالبیه، بین حوض خانه و مسجد نامبرده تعبیه گردیده است. 3- مدرسه حاج صفرعلی: این مدرسه تقریبا" روبروی سرای بزرگ شاهزاده واقع شده است. بانی آن تاجر نیکوکاری بوده به نام حاج صفرعلی که در روزگار نایب السلطنه در تبریز می زیسته است. 4- مدرسه خواجه علی اصغر: این مدرسه در کوچه حرم خانه پشت عمارت عالی قاپو یا کاخ استانداری کنونی واقع شده است. بانی این مدرسه و مسجد حاج علی اصغر معروف به خواجه مازندرانی بود که ظاهرا" در روزگار فتحعلی شاه می زیسته است. 5- مدرسه صادقیه: این مدرسه در انتهای شمالی راسته کهنه که به بازار صادقیه معروف است قرار گرفته. مدرسه ای است دارای حجرات مستعد جهت طلاب علوم دینی و یک مسجد با طاق های آجری ضربی و ستون سنگی و مسجدی به صورت تالاری دراز در جاب شرقی مسجد بزرگ، جهت زنان نمازگزار. بانی این مدرسه و مسجد میرزا صادق نامی از اهل اشتهار بود که در زمان شاه سلیمان صفوی سمت استیفا داشت. این مدرسه و مسجد نیز دارای موقوفات زیادی می باشد. نادر میرزا در تاریخ و جغرافیای دارالسلطنه تبریز ص 116 می نویسد: این مدرسه را حمامی برنیکو بود که اکنون ویرانه است. 6- مدرسه طالبیه: این مدرسه در بازار مسجد جامع تبریز واقع شده است. مدخل آن دالانی است که سطحش قریب به یک متر و نیم از کف بازار پایین تر است. سابقا" این دالان سرپوشیده و مسقف بود. عمارت شمالی در نیمه دوم قرن یازدهم هجری از طرف حاج طالب خان پسر حاج اسحاق تبریزی ساخته شده و طبق وقف نامه ای که به مهر و امضای چهارده تن از عملا رسیده در تاریخ 1087 ه.ق پس از پایان یافتن عمارت طالبیه، در آمد مستغلاتی به هزینه اداری و حفظ و حراست مدرسه مزبور اختصاص یافته است. 7- مدرسه ظهیریه: این مدرسه یکی از بناهای میرزا محمدابراهیم ظهیرالدین وزیر آذربایجان است که در سال 1089 ه.ق. در زمان سلطنت شاه سلیمان، صفوی در کنار مسجد ظهیریه یا قزللو مسجد ساخته شده است. 8- مدرسه کاظمیه: کاظمیه نام مدرسه و مسجدی است که در محله چنار، انتهای بازار مسجد جامع واقع شده است. بانی آن سلیمان خان بن شم خال خان افشار حاکم صائن قلعه بوده و این بنا رابه نام سیدکاظم رشتی شاگرد معروف شیخ احسانی ساخته و ثواب آن را به روان سید رشتی هدیه نموده و تولیت آن را به ملاعلی مرندی واگذار کرده است و بنای مدرسه و مسجد کاظمیه در سال 1271 ه. ق. پایان پذیرفته و براثر بی سرپرستی مسجد متروک گردیده و همچنین حوادث طبیعی از قبیل باد و باران و زلزله و غیره کم کم عمارت کاظمیه را به ویرانی کشانده است به طوری که اکنون جز ویرانه ای حسابی از آن مدرسه و مسجد با عظمت یکصد و بیست سال پیش چیزی برجای نیست. 9- مدرسه نصریه: این مدرسه یکی از تنوعات عمارت نصیریه بود که به نام وصیت ابوالنصر حسن فرمانروای آق قویونلو پس از درگذشت وی ساخته شده است. این مدرسه مانند سایر قسمت های عمارت نصریه در نتیجه زلزله و حوادث مختلف ویران شد و در زمان نایت السلطنه عباس میرزا، مرحوم حاج میرزا مهدی قاضی از درآمد موقوفات عمارت نصریه در محل آن، مدرسه جدیدی ساخت که اکنون به مدرسه حسن پادشاه معروف است. مساجد قدیمی تبریز مسجد استاد وشاگرد: این مسجد در خیابان فردوسی سابق پشت دبیرستان دخترانه بنت الهدی واقع گردیده است. این مسجد از طرف امیرحسن چوپان ملقب به علاءالدین ساخته شده است. چون تحریر کتیبه ها و مندرجات دیوارهای داخل و خارج مسجد به خط عبدالله سیرفی و یکی از شاگردان زیردست وی صورت گرفته بود لذا عوام آن مسجد را استاد و شاگرد می نامیدند. مسجد اسماعیل خاله اوغلی (پسرخاله): این مسجد در سمت چپ یا جانب جنوبی دالان مدرسه طالبیه بین مدرسه دینی جعفریه و مسجد جامع بزرگ واقع شده. ده ستون سنگی زیبا و هجده گنبد ضربی آجری دارد که سابقا" آن را مسجد ملامحمد حسن پیش نماز می گفتند. مسجد امام جمعه: این مسجد در جانب شرقی بازار مسجد جامع در نزدیکی مدرسه طالبیه واقع شده است. بیست ستون سنگی با سرستون مقرنس و سی گنبد ضربی آجری دارد. ستون ها د ر چهار ردیف قرار گرفته اند و روی همه آنها رنگ سبز زده شده است. بدین لحاظ این مسجد به مسجد سبز اشتهار دارد. این مسجد را بازرگانی دیندار به نام حاج علی به تاریخ 1255 ه. ق عمارت کرده است. مسجد حاج صفرعلی: این مسجد در ضلع شمالی حیاط مدرسه حاج صفرعلی واقع شده است. مسجدی است با عظمت و زیبا با گنبدی بلند و مناره ای منقش به کاشی های آبی رنگ در ظلع شرقی و غربی مسجد دو تالار دیگر وجود دارد که هر یک به جای خود مسجد جداگانه ای به شمار می رود. میان مسجد و دو مسجد جانبین پنجره هایی چوبی نهاده اند که موقع بازشدن آنها هر سه مسجد به هم متصل می شوند و به صورت مسجد واحدی در می آیند. بانی مسجد بازرگان معاصر نایب السطنه حاج صفرعلی خوئی است. مسجد حجـه الاسلام: این مسجد در جنوب صحن مدرسه طالبیه و جانب غربی مسجد جامع واقع شده است. پنجاه و چهار گنبد آجری آن بر روی چهل ستون سنگی کبود قائم است. همه ستون ها منشوری و دارای قاعده ده ضلعی و سرستون مقرنس یکنواخت هستند به جز یک ستون بزرگ واقع در جلو محراب که حجاری تزئینی مارپیچی و سرستون مقرنش پرکاری دارد که از شاهکارهای هنر حجاری به شمار می رود و ظاهرا" باقیمانده بنای باع عظمتی است که سابقا" در همین محل برپا بود و در اثر زلزله و حوادث دیگر منهدم گردیده است. مسجد جامع تبریز : این مسجد که در کتب تاریخی نیز از آن به عنوان جامع گبیر نام برده شده در همه ادوار تاریخی همواره مسجد جامع شهر بوده و بازار برگرداگرد آن شکل گرفته است. قدیمی ترین بخش آن شبستان وسیعی است. از تاق ها و گنبدهایی که بر فراز ستون های 8 گوش آجری که زینت بخش آن گچبری های ظریف و هنرمندانه دوره روادیان (مقارن سلجوقیان) است بنا شده است. مسجد جامع در دوره ایخان مغول مورد توجه و تعمیر بوده و الحاقاتی به آن افزوده شده است. محراب رفیع گچبری باقیمانده فعلی یادگار آن دوره است. در دوره حکومت آق قویونلویان در آذربایجان گنبدی رفیع مزین به انواع کاشیکاری های معرق به وسیله سلجوق شاه بیگم زن اوزون حسن در بخش شمالی آن احداث شده که هنوز هم پایه ها و گوشه هایی از کاشیکاری های آن باقی مانده است. در زلزله سال 1193 ه. ق که کلیه عمارات تبریز را در هم می کوبد این مسجد نیز از خرابی بی نصیب نمی ماند. مسجد فعلی با پایه های متین و پوشش طاق و چشمه بعد از زلزله (اوایل حکومت قاجاریه) و توسط حسینقلی خان دنبلی حاکم وقت بنا شده است که از آثار خوب قاجاریه می باشد. مسجد کبود : این مسجد بنا به کتیبه سردرب آن به سال 870 هجری قمری و در زمان سلطان جهانشاه مقتدرترین حکمران سلسله قره قویونلویان که فردی زیباپسند و شاعر نیز بوده، بنا شده است. تنوع و ظرافت کاشیکاری و انواع خطوط به کار رفته در آن و همچنین زیبایی و هماهنگی رنگ ها سبب شده است که به فیروزه اسلام شهرت یابد. کتیبه ها به وسیله نعمه اله البواب خوشنویس مشهور قرن نهم کتابت شده و سرکاری آن با عزالدین قاپوچی بوده است. زلزله سال 1193 ه. ق سبب فروریخت گنبدها و خرابی آن شده است. با این که از این مجموعه زیبا جز سردری شکسته و چند پایه باقی نمانده است ولی به قول: ... ارزد به صد هزار، تعمیرات و دوباره سازی مسجد به منظور حفاظت بخش های باقیمانده شامل طاق ها و پایه ها از سال 1318 شروع شده است. دوباره ساز ی گنبد های رفیع آن از سال 1354 توسط دفتر فنی حفاظت آثار باستانی و به اهتمام زنده یاد استاد رضا معماران بنام هنرمند آذربایجانی به اتمام رسیده است. ارک يا مسجد علیشاه :بنای ارک تبریز باقیمانده مسجدی است که در قرن هشتم هجری توسط تاج الدین علیشاه وزیر الجایتو ساخته شده است. قسمت جنوبی آن دارای طاقی بزرگ بوده که گویا به علت تعجیل در بنیان آن فرو ریخته است. عرض این بنا سی متر و ارتفاع آن 26 متر است. عرض دیوارها 10 متر و داخل آنها مرکب از دو دیوار عریض است که توسط طاق هایی به هم اتصال یافته است. حمدالله مستوفی ضمن توصیف این مسجد طاقی بر بالای مسجد ندیده است. این بنا در دوران قاجاریه مبدل به انبار غلات و مخزن مهمات گردیده و حصاری دور آن کشیده شده و نام ارک یافته است . ارک در دوران مشروطیت به دست مشروطه خواهان افتاد و در نتیجه باعث تقویت موضع آنان شده است. در سال های قبل از انقلاب تبدیل به باغ ملی یا گردشگاه عمومی شده بود و هم اکنون از محوطه این اثر باستانی به عنوان مصلی استفاده می شود. مسجد حسن پادشاه توسط اوزون حسن یا فرزندش یعقوب ساخته شده است. اکنون به صورت ویرانه متروکی در آمده است. چند ستون سنگی و پاره ای سنگ نوشته های شکسته و در هم ریخته تنها باقیمانده از آن مسجد است. مسجد شاهزاده: در میدان شهدای فعلی قرار گرفته و به مسجد شهدا معروف است. در زمان عباس میرزا ولیعهد شروع به ساختمان شده و در زمان مهدیقلی میرزا برادر محمد شاه تکمیل گردیده است. مسجد مقبره : در اوایل بازار کفاشان قرار دارد. نه ستون سنگی خوش تراش دارد. گنبدهایش بلند و ضربی است. در زلزله 1193 سقف آن فرو ریخته و بعدا" ساخته شده است. این کار توسط مرحوم میرزا مهدی قاضی طباطبائی انجام پذیرفته و چون مقبره خودشان در آن جاست به نام مسجد مقبره خوانده شده است. مقبره آیت ا... شهید سیدمحمد علی قاضی طباطبائی نیز در همین مسجد قرار دارد. مسجد ظهیریه : در جانب غربی بقعه سیدحمزه واقع شده است. مسجدی بدون ستون و در ابعاد 8 *20 متر دارای گنبدی بزرگ است. تزئینات و نوشته های سقف مسجد مذهب هستند. بانی این مسجد ظهیرالدین پسر صدرالدین وزیر آذربایجان است که بقعه و مدرسه سیدحمزه را تعمیر و این مسجد را در سال 1087 هجری احداث نموده است. این مسجد وقف نامه ای مفصل دارد و آخرین بار در 1297 در زمان ناصرالدین شاه دوباره سازی شده است.
زیارتگاه های تبریز بقعه سید حمزه :در محله سرخاب در خیابان ثقه الاسلام قرار دارد. آنچه از این بنا باقی مانده است صحن نسبتا" وسیع آن است. عمارت مقبره مرکب از یک کفش کن ، یک دهلیز و یک اتاق کوچک مسجد گونه است.تعمیرات اساسی در 1279 ه. ق در زمان ناصرالدین شاه انجام یافته است. از سنگ های حجاری شده از طاق مرمرین در ورودی بقعه را که در زمان صفویه کنده شده می توان نام برد. تاریخ بنای اولین بقعه به سال 714 ه. ق می رسد. سیدحمزه به شانزده واسطه نسلش به حضرت موسی ابن جعفر می رسد. بقعه صاحب الامر :در زمان شاه طهماسب صفوی ساخته شد در 1045 قمر ی سپاهیان سلطان مراد چهارم آن را تخریب کردند که دوباره ساخته شد. در زلزله 1193 دوباره ویران شد و در 1208 تجدید بنا یافته است. دارای یک گنبد و دو مناره است. در مدخل دهلیز و اندرون بقعه دو طاق مرمری از زمان شاه طهماسب صفوی برخاست. در وسط بقعه صندوق چوبی مشبکی قرار دارد ولی زیر آن قبری وجود ندارد. بنابراین مسجد حساب می شود نه یک بقعه. بقعه عون بن علی (عینالی) :این بقعه بر فراز بلندترین قله کوه سرخاب واقع شده است. سنگ بنا شیوه ایلخانی دارد. در زمان تسلط عثمانی ویران شده در زمان شاه عباس تجدید بنا یافته . در زلزله های 1134 و 1193 دوباره ویران شده آخرین بار در 1342 قمری تعمیر شده است. اخیرا" نیز تعمیرات جزیی در آن انجام یافته و راهرو پشت آن به اتاق کوهنوردی تبدیل شده است. بنا به روایتی مقبره دو تن از اولاد حضرت علی (ع) عو علی و زین علی در آنجاست. بقعه شیخ محمد سیاهپوش :در کوچه علی سیاه پوش در خیابان منجم واقع شده است . جای تاریخ در سنگ نوشته ریخته و ناپیدا است . ارادت به شیخ معروف داشت و به جای او نشسته است . تاریخ در گذشت وی معلوم نیست ولی احتمالا" در دهه پنجم قرن دهم اتفاق افتاده است. آرامگاه دو کمال : در محله بیلانکوه تبریز در میان باغی مشجر و بنایی متین و زیبا دوتن از بزرگان ادب و هنر کشورمان آرمیده اند. کمال الدین مسعود خجندی از شعرای معروف قرن هشتم و نهم هجری و کمال الدین بهزاد معروف ترین نقاش مینیاتوریست قرن دهم هجری.مقابر یاد شده در سال 1338 توسط فرهنگ دوستان کنجکاو شهر تبریز کشف و بعدها به همت انجمن آثار ملی مرمت و لوحه یادبود در آن نصب گردید. در سال های اخیر نیز اقدامات استحفاظی از طریق سازمان میراث فرهنگی استان در مقابر یاد شده انجام گرفته است. بقعه سیدابراهیم و سنگ بسم الله : در محله دوه چی (خیابان شمس تبریزی) قرار دارد. این که سید ابراهیم اولاد امام موسی بن جعفر (ع) باشد، دلیل قانع کننده ای در دست نیست. صاحب تاریخ دنبلیان می نویسد که: شیخ ابراهیم حکمران آذربایجان بود. در زمان اوزون حسن در 870 وفات یافت و در محله دوه چی مدفون شد. الان گنبدی دارد مشهور به سیدابراهیم. مهم ترین قسمت این بقعه سنگی است که بر دیوار غربی بقعه نصب شده است و به سنگ بسم الله مشهور است . به ابعاد 25/1 * 70/3 تاریخ حجازی 1270 قمری است. در قاهره نوشته شده و اثر میرزای سنگلاخ است که به جهت قبر پیامبر اکرم به دربار عثمانی برده بود ولی در اثر بی توجهی سلطان عثمانی آن را به تبریز آورد و بالاخره خود میرزا و سنگ بسم الله در بقعه سید ابراهیم ماندگار شد. خانه مشروطیت : خانه کوزه کنانی ها که بعدها برای نگهداری خاطرات نهفته در آن «خانه مشروطیت» نامیده شد. در سال 1247 شمسی توسط حاج مهدی کوزه کنانی (ابوالمله) بنا نهاده شد. به سبب موقعیت ویژه این خانه در جوار بازار قدیمی تبریز و مرکز بافت قدیم شهر و شور و علاقه بانی آن به نهضت مشروطه، این خانه به محل تجمع دوستداران مشروطه تبدیل گشته و تصمیمات بسیار مهمی در آن اتخاذ شده است. غیر از بار عظیم تاریخی، خانه مشروطیت از ویژگی های معماری ایرانی نیز بهره ها دارد و به همین لحاظ در سال 1354 در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده . این خانه در محله قدیم راسته کوچه تبریز واقع شده و هم اینکه به عنوان مرکز میراث فرهنگی استان از آن استفاده می شود و تعمیرات آن به طور مستمر ادامه دارد. موزه آذربایجان: از دیگر نقاط دیدنی شهر تبریز موزه آذربایجان را باید نام برد. این موزه در مساحتی قریب به 3000 متر مربع در سال 1341 مورد بهره برداری قرار گرفته است و مشتمل بر 3 سالن نمایش، 2300 قطعه شی ء ثبت شده می باشد. آثار به نمایش گذاشته شده شامل اشیاء باستانی از دوران های مختلف تاریخی ، آثار مردم شناسی و آثار مشروطیت می باشد. این موزه در جنب مسجد کبود واقع شده است. مقبره الشعرا : در مآخد و منابع از مقبره الشعرا یا آرماگاه شاعران در سرخاب تبریز تا قبل از قرن هشتم نامی برده نشد و قدیمی ترین تذکره فارسی، یعنی لباب الالباب محمد عوفی که ظاهرا" در سنه 618 تألیف شده و شرح حال شاعران قرن ششم مانند خاقانی و ظهیر را که در مقبره الشعرا دفن شده اند، نگاشته است، نامی از مقبره الشعرا نبرده و از این روی قدیم ترین کتابی که نام مقبره الشعراء سرخاب را به صراحت دارد نزهه القلوب حمدالله مستوفی است که در سال 740 ه. ق تألیف شده و دیگر تاریخ گزیده اوست که در سال 730 ه. ق تألیف شده است. در حال حاضر مقبره الشعرا در خیابان ثقه السلام جنب خیابان عارف و تقریبا" حوالی تکیه حیدر واقع شده است. اگر چه زلزله ها و سیل های بنیان کن اثری از مزار بزرگان آرمیده در این مکان بر جای نگذارده است باری قداست مکان موجود بنیاد بنایی شد که امروزه به مثابه سمبلی نمایه ای است از تبریز کهن. از واپسین مشاهیری که در این مقبره دفن شدند ، ثقه الاسلام شهید از شهدای والامقام مشروطه در صدر مشروطیت و استاد سیدمحمد حسین شهریار شاعر بلند آوازه معاصر را می توان نام برد. معروف ترین آرمیدگان مقبره الشعرا به شرح زیر می باشند: اسدی طوسی، قطران تبریزی، مجیرالدین بیلقانی، خاقانی شیروانی، ظهیرالدین فارابی، شاهپور نیشابوری، شمس الدین سجاسی، ذوالفقار شروانی، همام تبریزی، مغربی تبریزی، مانی شیرازی، لسانی شیرازی، شکیبی تبریزی، سیدمحمدحسین شهریار. سیدمحمد حسین شهریار : فرزند آقا سیداسماعیل موسوی معروف به حاج میرآقا خشکنابی در سال 1325 هجری قمری (شهریور ماه 1286 هجری شمسی) در بازارچه میرزا نصراله تبریز واقع در چای کنار چشم به جهان گشود. در سال 1328 هجری قمری که تبریز آبستن حوادث خونین وقایع مشروطیت بود پدرش او را به روستای قیش قورشاق و خشکناب منتقل نمود. دوره کودکی استاد در آغوش طبیعت و روستا سپری شد که منظومه حیدربابا مولود آن خاطراتست. در سال 1331 هجری قمری پدرش او را جهت ادامه تحصیل به تبریز بازآورد و او در نزد پدر شروع به فراگیری مقدمات ادبیات عرب نموده و در سال 1332 هجری قمری جهت تحصیل اصول جدید به مدرسه متحده وارد گردید و در همین سال اولین شعر رسمی خود را سرود و سپس به آموختن زبان فرانسه و علوم دینی نیز پرداخته و از فراگیری خوشنویسی نیز دریغ نمی کرد که بعدها کتابت قرآن، ثمره همین تجربت می باشد. در سیزده سالگی اشعار شهریار با تخلص بهجت در مجله ادب به چاپ می رسید. در بهمن ماه 1299 شمسی برای اولین بار به تهران مسافرت کرده و در سال 1300 توسط لقمان الملک جراح در دارالفنون به تحصیل می پردازد. شهریار در تهران تخلص بهجت را نپسندیده و تخلص شهریار را پس از دو رکعت نماز و تفعل از حافظ می گیرد. " غم غریبی و غربت چون برنمی تابم روم به شهر خود و شهریار خود باشم " شهریار از بدو ورود به تهران با استاد ابوالحسن صبا آشنا شده و نواختن سه تار و مشق ردیف های سازی موسیقی ایرانی را از او فرا می گیرد. او همزمان با تحصیل در دارالفنون به ادامه تحصیلات علوم دینی می پرداخت و در مسجد سپهسالار در حوزه درس شهید سیدحسن مدرس حاضر می شد. در سال 1303 وارد مدرسه طب می شود و از این پس زندگی شورانگیز و پرفراز و نشیب او آغاز می شود. در سال 1313 و زمانی که شهریار در خراسان بود پدرش حاج میرآقا خشکنابی به دیدار حق می شتابد، او سپس در سال 1314 به تهران بازگشته و از این پس آوازه شهرت او از مرزها فراتر می رود. شهریار شعر فارسی و آذری را با مهارت تمام می سراید و در سال های 1330 تا 1329 اثر جاودانه خود حیدربابایه سلام را خلق و برای همیشه به یادگار می گذارد. منظومه حیدربابا تنها در جماهیر شوروی به 90 درصد زبان های موجود ترجمه و منتشر شده است. در تیرماه 1331 مادرش دارفانی را وداع می کند. در مرداد ماه 1332 به تبریز آمده و با یکی از منسوبین خود به نام خانم عزیزه عمید خالقی ازدواج می کند که حاصل این ازدواج سه فرزند به نام های شهرزاد و مریم و هادی هستند. در حدود سال های 1346 شروع به نوشتن قرآن، به خط زیبای نسخ نموده که یک ثلث آن را به اتمام رسانده و دیوان اشعار فارسی استاد نیز چندین بار چاپ و بلافاصله نایاب شده است. در مدت اقامت در تبریز موفق به خلق اثر ارزنده سهندیه در رمانتیک ترکی می گردد. در سال 1350 مجددا" به تهران مسافرت نموده و تجلیل های متعددی از شهریار به عمل می آید. ولی در سال 1354 داغ دیگری از فوت همسر به دلش می نشیند و در سال 1357 شهریار با حرکت توفنده از انقلاب اسلامی همصدا شده و با اعتقاد راسخ و قلبی مالامال از عشق به امام خمینی (ره) دهه آخر عمر خود را سپری می کند. در اردیبهشت ماه سال 1363 تجلیل باشکوهی از استاد در تبریز به عمل آمد. استاد شهریار به لحاظ اشتهار در سرودن اشعار کم نظیر در مدح امیرمومنان و ائمه اطهار علیه السلام به شاعر اهل بیت (ع) شهرت یافته. او پس از یک دوره بیماری در 27 شهریور ماه 1367 دارفانی را وداع و درمقبره الشعراء به خاک سپرده شد. عمارات تبریز عمارت شهرداری تبریز :در سال 1312 شمسی در محل گورستان متروک و خروبه کوی نوبر با نظارت مهندسان آلمانی در زمان ریاست شهرداری حاج ارفع الملک جلیلی بنا گردید. این ساختمان دارای یک برج ساعت چهار صفحه ای است که با طنین موزون زنگ هایش هر 15 دقیقه یک بار، گذشت زمان را به گوش مردم تبریز می رساند. نمای خارجی تالار شهرداری تبریز از سنگ تراشیده بوده و نقشه ساختمان آن با نمونه ساختمان های کشور آلمان قبل از جنگ جهانی دوم مطابقت دارد. این بنا در وسط شهر تبریز و در میدانی موسوم به میدان ساعت واقع شده و در حال حاضر تمام امور عمرانی شهر و امور اداری شهرداری تبریز در این تالار و عمارت متمرکز است. عمارت ایل گلی: شاه گلی (استخر شاه) سابق و ایل گلی (استخر مردم ) فعلی از گردشگاه های زیبا و دلکش تبریز و ایران است که در جنوب شرقی تبریز؛ بر دامنه تپه ای واقع شده است. ایل گلی، استخری بزرگ است که مساحت آن 54675 متر مربع می باشد. در جنوب آن تپه ای است که آن را از بالا تا پایین همسطح استخر پله بندی کرده و نهر آبی از آن به طرف پایین روان است. از سمت جنوبی و از وسط استخر خیابانی کشیده شده که استخر را به صورت شبه جزیره ای درآورده است و در مرکز استخر، عمارت باشکوه دو طبقه ای ساخته شده است. در پیرامون استخر از روزگاران قدیم ، درختان کهنسالی سربه هم آورده که انعکاس عکس آنها در آب، به زیبایی آن محوطه می افزاید . تمام تپه های جنوبی استخر به شکل بسیار زیبایی چمنکاری و گلکاری شده در روزهای گرم تابستان استراحتگاه مردم تبریز و مسافران سایر شهرها می باشد. نادرمیرزای قاجار می نویسد: «این آبگیر در اوایل حکومت قاجار، ملک یک سلسله از مساوات تبریز و انباشته از خاک و ریگ بود. قهرمان میرزا پسر هشتم عباس میرزا نایب السلطنه که در آن هنگام حکمران آذربایجان بود. آن ملک را در مقابل سالی سی و پنج خروار غله بخرید، سپس در آبادی و عمران آن همت گماشت.» و از اعتماد السلطنه نقل است که: «عمارت دریاچه عبارت از کلاه فرنگی دو طبقه بسیار آبادی است و بزرگی این دریاچه به درجه ای است که به قدر دو آسیا سنگ آب در آن وارد می شود ولی در مدت شش ماه از آب پر برمی گردد.» در مرود تاریخ بنای این عمارت اطلاعات مستندی در دست نیست. عمارت فوق در سال 1346 به علت کثرت رطوبت و فرسودگی تخریب شده و به جای آن در سال 1349 بنای عمارت زیبای دوطبقه ای با همان طرح قبلی ساخته شد. در روزهای پیروزی انقلاب این بنا به علت آن که در زمان رپیم شاه مورد استفاده غیر شرعی و غیراخلاقی داشته، تعطیل شد ولی در سال های اخیر مجددا" بازگشایی و مورد بهره برداری قرار گرفته است. خلعت پوشان : در ده کیلومتری جاده تبریز- تهران در کنار جاده، برج آجری منشوری شک قرار دارد که به برج خلعت پوشان مشهور است. این بنا در اواخر دوره صفویه احداث شده است. در زمان قاجار خلعت اهدایی شاهان برای حاکمان آذربایجان در این برج بر دوش آنها انداخته می شد . برج سه طبقه است. طبقه اول و دوم سرپوشیده و طبقه سوم بدون سقف است. آخرین مراسم خلعت پوشان در سال 1330 ه. ق در زمان حکمرانی صمدخان مراغه ای انجام گرفته است. در سال های اخیر دانشگاه تبریز این بنا را مرمت کرده است. بقایای عمارت ربع رشیدی : خرابه های ربع رشیدی باقیمانده عمارات عظیمی است که در زمان ایخانیان و به همت رشیدالدین فضل الله وزیر سلطان محمود در محله ولیانکوی باغمیشه تبریز ساخته شده بود. این بناها به اصطلاح امروزی، یک شهر علمی و دانشگاهی بوده است. در حال حاضر به غیر از چهار چایه عمارت و پشته های خاک و سنگ چیزی از این عمارات باقی نمانده است و گسترش روز افزون خانه سازی در پیرامون آن بر روند تخریب این نشانه ها نیز می افزاید و اگر به همین منوال ادامه یابد، دیری نخواهد کشید که تمامی خرابه های باقیمانده از ربع رشیدی کلا" از بین برود. محلات قدیم تبریز عبارتند از:خیابان ، مارالان، باغمیشه، پل سنگی، ششگلان،سرخاب، سیده، حمزه، شتربان نوبر، مهادمهین، چرنداب، لیلاباد، اهراب، امیرخیز، ویجویه، چهار منار، سنجران، گنجیل قره آغاج، چست دوزان، درب سرد، کوچه باغ و ... امروز ، شهر تبریز از جمله شهرهای پر تراکم باکوی ها و شهرک های تازه احداث و خیابان های متعدد است و هرروز به وسعت آن افزوده می گردد. خانه های قدیمی تبریز : بافت معماری شهری چون تبریز در واپسین زلزله ویرانگر آخرین شب سال 1193 در هم می ریزد و شهر به تلی از ویرانه ها مبدل می شود اما بناهای محتشمی چون ارک علیشاه، مسجد کبود، مسجد جامع، مسجد استاد شاگرد، بازار تبریز و ده ها بنای دیگر باز می مانند تا استواری تبریز را به اثبات رسانند . این ویرانی مصادف است با آغاز حکومت قاجار و آغاز معماری قاجار براساس تحقیق مهندسین مشاور عرصه به میراث فرهنگی آذربایجان شرقی، در آن زمان تبریز ولیعهد نشین به دروازه اصلی ارتباطات و فصل مشترک داخل و خارج کشور بدل می شود. در زمینه آجرکاری بناهای آن دوره به جرأت می توان تبریز را دروازه ورود و سپس بسط نوعی از آجرکاری در بناها دانست که نمونه های آن را در تهران و دیگر شهرها نیز می توان جستجو کرد. خانه های قدیمی تبریز که در ترکیب باهم ، بافت دلپذیری را پدید آورده و مجموعه های باارزشی را در اختیار می گذارد، براساس مصوبه 28/9/69 شورای عالی شهرسازی و معماری ایران که شش شهر را مرکز اصلی فرهنگی – تاریخی کشور اعلام می کند اهمیت ویپه خود را به اثبات رسانده و از سوی مسئولین میراث فرهنگی استان مورد اقدام واقع می شوند به طوری که ظرف این مدت، اقدامات زیادی در جهت شناخت و معرفی این آثار صورت گرفته است، خانه مشروطیت احیاء شده و میراث فرهنگی استان در آن مستقر است. خانه شربت اوغلی به فرهنگسرای تبریز بدل گشته، خانه قدکی برای دانشکده معماری دانشگاه سهند اختصاص یافته و در جوار خود دو خانه قدیمی دیگر را به یک مجموعه دلپذیر علمی بدل کرده است. معماری خانه های قدیمی تبریز، معماری ایرانی بومی شده است. انطباق خارق العاده اقلیمی آن را کاملا" تبریزی می سازد. این معماری متفاوت با معماری کویری و دیگر نقاط است. سر در خانه های قدیمی تبریز مبین این ادعاست. به تعبیری خانه قدیمی تبریز از سردر آغاز می شود که تنوع آن در تبریز اعجاب آور است. این خانه ها اگر چه رو به درون دارند و دیوارهای بلند آنها را از بیرون جدا می سازد، دیوار بیرونی قاب بندی شده است و سردر نیز به بهترین شکل ممکن تزیین شده است تا عابر و گذرنده محترم داشته شود. اینکه از آن خانه های پر احتشام 600 باب شناسایی شده و تخمین زده می شود که با کنکاش های رفته به 800 باب بالغ شود که بهترین آنها^ خانه میرزا مهدی خان فراشباشی در محل «سرخاب قاپوسی» ، خانه شربت زادگان در سرخاب قاپوسی ؛ خانه حیدرزاده در کوچه پشت ساعت شهرداری، خانه حاج محمد آقا حبشی در کوچه صدر ، خانه دکتر گنجه زاده در مقصودیه ، خانه میرزا محمد حسین مجتهد در پشت استانداری، خانه میرزا حسین واعظ در شریعتی جنوبی، خانه مستشار الدوله، کوچه امام جمعه، خانه دکتر فرزام در مقصودیه، خانه امیرنظام گروسی در ششگلان، خانه تاجرباشی در کوچه صدر ، خانه سلطان القرائی در شتربان و ... دیگر خانه های قدیمی تبریز. پل ها : پل آجی چای ، پل آجی چای تنها گذرگاه قدیمی ایران و بخشی از دنیای مشرق زمین به دنیای غرب، در شمال غرب تبریز برروی تلخه رود واقع شده است. این پل با 16 دهنه به طول 100 متر و عرض 5 متر همواره بر اثر طغیان تلخه رود و عوامل انسانی تخریب و بازسازی شده است. نام این پل را اولین بار در متون صفویه زمان شاه اسماعیل اول در سفرنامه و نیزیان می بینیم. اینک در پشت این پل سرریزی احداث شده است که منظره دل انگیزی به وجود آورده است. با عبور از کنار این پل قدیم پایگاه دوم شکاری تبریز را در پیش رو داریم. و در جنب آن فرودگاه تبریز قرار یافته است. از دیگر پل های کهن وسط شهر که برروی مهرآنرود برپا شده اند، پل سنگی ، پل قاری، پل صاحب الامر، پل منجم و ... را می توان نام برد که بین این ها پل قاری که به پاچراغ نیز مشهور است با سرستون های کله قوچی خود و چراغ های قدیمی اش زیبایی خاطره انگیزی به همراه دارد. از لحاظ بنا نیز پل های یاد شده با سه یا چهار دهنه طاقی و شیوه کهنی را دارند. برخی از اولین های تبریز چاپ و چاپخانه :یحیی آرین پور در اثر ارزندخ خود (از صبا تا نیما) جلد اول تحت عنوان – فصل اول- چاپ وچاپخانه – می نویسد: ... در این که چه کسی ابتدا چاپخانه را در ایران دایرکرد اختلاف است ولی از مجموع مطالعاتی که در این باره به عمل آمده مسلم شده است که نخستین چاپ حروفی به ایران وارد و در شهر تبریز دایر گردیده است. آرین پور در ادامه اضافه می کند که: اولین چاپخانه سربی را میرزا زین العابدین از روسیه به تبریز آورده و این چاپخانه در سال 1332 ه. ق ... دو سه سال پیش از بازگشت میرزا صالح (شیرازی) به تبریز به کار افتاده بود. بعد از دایر شدن چاپخانه سربی در تبریز، اولین روزنامه سطح شهرستان های کشور نیز در تبریز منتشر می شود. یحیی آرین پور در همان مآخذ تحت عنوان – جراید شهرستان ها – می نویسد: تا آنجایی که اطلاع داریم قدیمی ترین روزنامه ای که بعد از وقایع اتفاقیه در ایران و برای نخستین بار در شهرستان ها دایر شد روزنامه ای است به نام «روزنامه ملتی» که در تبریز منتشر گردید و خبری از آن در شماره های سال 1275 ه. ق وقایع اتفاقیه دیده می شود. مدرسه :نخستین مدرسه نیز در تبریز بنیاد نهاده شد. کسروی در جلد اول تاریخ مشروطه می نویسد: حاجی میرزا حسن... رشدیه در جوانی به بیروت رفت و در آنجا دبستان ها را دید و شیوه آموزگاری آنها را یاد گرفت و چون به تبریز بازگشت. برآن شد که دبستانی به شیوه آنها بنیادگذارد، و در سال 1267 بود که به این کار پرداخت، ... به جلو ایشان پیش تخته نهاد و الفبا را به شیوه آسان و نوینی (شیوه ای که امروز هست) آموخت و از کتابهای آسان درس فارسی گفت و شاگردان را پاکیزه نگه داشت و در آمدن و رفتن برده گذاشت و پس از همه تابلویی که نام «مدرسه رشدیه» به روی آن نوشته بود بالای در زد. کودکستان و مدرسه کر و لال ها : نخستین کودکستان و نخستین مدرسه کر و لال نیز در تبریز بنیاد گذاشته شد. جبار باغچه بان که سیمایش آشنای مردم ایران است آموزگاری ارجمند و مبتکری شایسته بود که ابتدا در تبریز کودکستانی را تحت عنوان باغجه اطفال دایر و به همان خاطر خود را باغچه بان نامید. آقای سرداری نیا در «مشاهیر آذربایجان» طی شرح زندگانی جبار باغچه بان می نویسد: مدرسه کر و لال ها را جبار باغچه بان در سال 1303 شمسی با وجود مخالفت های زیاد از جمله رئیس فرهنگ وقت دکتر محسنی در تبریز دایر کرد. این کلاس جنب باغچه اطفال باغچه بان در کوچه انجمن در ساختمان معروف به عمارت انجمن تأسیس شد. آقای سرداری نیا در ادامه می افزاید: جبار باغچه بان اولین مولف و ناشر کتاب کودک در ایران است. او از سال 1307 شمسی علیرغم دشواری های وسیع چاپ و کلیشه، چاپ کتابه های ویژه کودکان را با نفاشی هایی که خود می کشید آغاز کرد و گفتنی است که یکی از کتاب های وی نیز با عنوان «بابابرفی» توسط کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان به چاپ رسیده و شورای جهانی کتاب کودک آن را به عنوان بهترین کتاب کودک انتخاب کرد. ادبیات نوین : تبریز در عرصه ادبیات نوین نیز پیشگام بوده است. میرزا عبدالرحیم طالبوف و میرزا زین العابدین مراغه ای در نثر و داستان نویسی و میرزا جعفر خامنه ای در شعر نو از نخستین کسان بودند که تحول شگرفی را موجب شدند. صمد سرداری نیا در شماره 3-86 پاییز 71 وارلیق در شرح حال میرزا جعفر خامنه ای از قول یحیی آرین پور می نویسد: «از شکل معمول اشعار فارسی عدول کرد و قطعه های بی امضا با قافیه بندی جدید و بی سابقه و مضمون های نسبتا" تازه انتشار داد». سرداری نیا می افزاید: وی هنگامی که این ابیات را با قافیه بندی جدید و بی سابقه می سرود، در سراسر ایران، عنوان «شعرنو» به گوش کسی نخورده بود. ادوارد براون در تألیف خود «تاریخ مطبوعات و ادبیات ایران نو» یکی از اشعار زنده یاد خامنه ای را نقل کرده است که چنین است: هرروز به یک منظر خونین به درآیی هردم متجلی تو به یک جلوه جانسوز از سوز غمت مرغ دلم هر شب و هر روز با نغمه تو تازه کند نوحه سرایی ای طلعت افسرده و ای صورت مجروح آماج سیوف ستم، آه ای وطن زار هر سو نگرم خیمه زده لشکر اندوه محصور عدو، یا خود اگر راست بگویم ای شیر، زبون کرده تو را رو به ترسو شمشیر جفا آخته روی تو زهر سو تا چند بخوابی؟ بگشا چشم خود از هم برخیز یکی صولت شیرانه نشان ده یاجان بستان یا که در این معرکه جان ده سکه ماشینی : از سال 1306 ه. ق ضرابخانه ماشینی به طور رسمی در ایران برقرار و تمام ضرابخانه های شهرهای معتبر برچیده شد. فکر ایجاد چنین ضرابخانه؛ سال ها قبل از این تاریخ، یعنی به سال 1222 ه. ق در زمان ولیعهدی عباس میرزا نایب السلطنه در تبریز مورد توجه بوده و اقدام به تهیه مسکوک رسمی یا چرخی گردیده ولی به علت گرانی هزینه در حدود 200 قطعه سکه سیمین تهیه و ضرابخانه تعطیل شد. اتاق تجارت (بازرگانی) : نخستین اتاق بازرگانی نیز در تبریز بنیاد نهاده شده است. تاریخ تأسیس اتاق تجارت در تبریز به سال 1285 هجری شمسی بر می گردد و اولین اتاق تجارت در سطح کشور بوده است. بعد از اتاق تجارت تبریز، اتاق تجارت تهران بنیاد یافته است. شهربانی : اولین شهربانی به مفهوم امروز توسط انجمن ایالتی آذربایجان در سال 1325 ه. ق در تبریز به وجود آمد ... اجلال الملک که نماینده انجمن ایالتی آذربایجان بود به سمت نخستین رئیس شهربانی انتخاب شد... از جمله شاهکاری این سازمان انقلابی (شهربانی) انتشار نشریه ای بود که به نام «نظمیه تبریز» منتشر می شد. (وارلیق شماره 5 و 6 (مرداد و شهریور سال 1361) روزنامه نظمیه ، از صمد سرداری) پس از صدور فرمان مشروطیت که انجمن ایالتی آذربایجان در تبریز تشکیل شد، از جمله اقدامات بس مترقی و مهمش تأسیس ادارات جدید و موسسات نوین بود که بلدیه تبریز از جمله آن نهادست.
|