|
15خرداد عزاي عمومي يا تعطيل رسمي |
|
|
صفحه 1 از 2 طرحی برای كاهش تعطيلات۲۶ خرداد ۱۳۸۷موضوع تعطيلات رسمي كشور يكي از مسائل مهمي است كه هر از چند گاهي توجه فرهيختگان و دلسوزان جامعه را به خود جلب ميكند و پس از مدتي فروكش مينمايد، زياد بودن تعطيلات رسمي كشور مسئلهاي است كه همه به آن اذعان دارند و آثار و تبعات و پيامدهاي مستقيم و غيرمستقيم آنرا در روند امور كشور كسي انكار نميكند و تنظيم و كاهش تعطيلات و اجتناب از تعطيلات غيرضرور و ناخواسته يكي از ضرورتهاي كشور ما است. در سال نوآوري و شكوفايي به نظر اينجانب يكي از كارهايي كه بايد بازنگري نمود و طرحي نو داشته باشيم تقويم تعطيلات رسمي كشور است.
افزايش بهرهوري ، رونق و رواج كار و تلاش، افزايش توليد از عوامل اصلي رسيدن به شكوفايي و توسعه است و تاثير منفي تعطيلات كشور در آن بسي مبرهن و غيرقابل انكار است.از سويي افزايش بهرهوري و برنامهريزي درست وجامع و هماهنگ سازي بخشهاي مختلف دولتي و خصوصي كشور در ايام كاري و تعطيلات، و از سوي ديگر افزايش و حفظ ارتباطات مستمر بينالمللي و پرهيز از ركود و كندشدن روند امور و پروژههاي مختلف از عمده دلائلي است كه سامان دادن تعطيلات رسمي كشور را ناگريز ميسازد. هر گونه اهمال و ملاحظه كاري در اين امر مهم، موجب انعطال امور جامعه و كند شدن روند توسعه خواهد بود.تعطيلي 15 خرداد بهانهاي شد كه در اين خصوص نكاتي را با نمايندگان محترم ملت و مردم عزيز در ميان بگذارم و از نكته نظرات همگان براي طرح جديد بهرهمند شويم.روز تاريخي و با شكوه 15 خرداد كه پيوند عميق رهبري و مردم را براي هميشه به اثبات رسانيد و از ايام ا... سرنوشت سازي است كه همواره در تاريخ انقلاب اسلامي بايد زنده نگهداشته شود و نقش بنيادين آن در شكلگيري نهضت اسلامي و تداوم و تثبيت آن غيرقابل ترديد است.امام راحل قدس سره اين روز بزرگ را براي هميشه عزاي عمومي – نه تعطيل رسمي – اعلام فرمودند مجلس شوراي اسلامي در سالهاي نخستين انقلاب بنا به شرايط انقلابي، اين روز را تعطيل رسمي اعلام كردند ولكن امروزه هيچگونه ضرورتي و دليلي براي ادامه تعطيلي ديده نميشود.در سالهاي اخير همزماني تعطيلي 14 خرداد و 15 خرداد، مخصوصا در صورتي كه با روزهاي پايان هفته و يا با تعطيلات ديگر مصادف ميشود (كه عمدتا چنين بوده است) به يكي از فرازهاي تعطيلات رسمي كشور مثل تعطيلات عيد نوروز تبديل ميگردد كه علاوه بر تاثيرگذاري شديد در روند عادي و امور جاري كشور و تعطيلي واحدهاي صنعتي و توليدي و مراكز آموزشي، بر خلاف اهداف اوليه و مقاصد اصلي اين تعطيلات نيز عمل ميگردد. (پليس راه كشور نسبت به تعطيلات اخير اعلام كرد ميزان خودروهاي سواري در بعضي از محورهاي كشور با ايام نوروز برابري ميكرد) . بنابراين ضروري است در اين خصوص بازنگري شود و بهترين حالت همان است كه به نص بيان امام راحل باز گرديم و 15 خرداد را بعنوان عزاي عمومي حفظ كنيم نه تعطيل رسمي. در اين صورت ميتوان با برگزاري برنامههاي متنوع از جمله با برنامههاي صدا و سيما و برگزاري همايشها و تشكيل مجالس بزرگداشت و بيان اهداف قيام 15 خرداد و تبيين شخصيت و آرمانهاي امام راحل بجهت همزماني آن با سالگرد ارتحال ملكوتي امام قدس سره، اين روز تاريخي را بعنوان عزاي عمومي حفظ نمود. بهمين مناسبت نقبي در تعطيلات رسمي كشور و بازخواني آن بيفايده نخواهد بود. در اينجا هر فردي شخصا به چند سوال بايد پاسخ دهد: آيا كاهش تعطيلات رسمي كشور امكان پذير است يا فقط بايد از آن سخن گفت؟!آيا حذف بعضي از تعطيلات رسمي از تقويم كشور نياز به جرات دارد؟ آيا نفس تعطيل نمودن يك امر مقدس و ذاتي است كه نميتوان از آن عدول كرد؟ بنظر ميرسد قبل از صحبت در كاهش يا افزايش تعطيلات و اينكه چه مناسبتي بايد تعطيل باشد؟ بايد به مباني و فلسفه تعطيل نمودن و آثار و پيآمدها و تبعات آن فكر كنيم. فلسفه اصلي تعطيلي يك روز ، اهميت ويژه بعضي روزهاي مذهبي و يا تاريخي است كه در ميان ملتها و كشورها وجود دارد كه در ميان آن ملت از جايگاه خاص مذهبي و تاريخي برخوردار است.علاوه بر آن تعطيلات پايان سال يك امر مرسوم و عرف مقبول كشورها است بصورت متفاوت در تقويم كشور معمول شده است. در جامعه ما علاوه بر موارد فوق، برگزاري مراسم و برنامههاي مذهبي و جشن و سرور از انگيزههاي تعطيلي بعضي از روزها است. حال اگر مباني و ادله مذكور را درباره ايام تعطيلي رسمي كشور بطور جداگانه بررسي كنيم و ايامي كه فلسفه اصلي تعطيلي در آن بصورت برجسته و روشن متجلي است ، از موارد ديگر تفكيك كنيم تصميمگيري درباره بعضي از ايام تعطيلي آسان خواهد شد. مثلا روز 22 بهمن نماد انقلاب اسلامي در كشور است يا روز مبعث نماد دين اسلام و عيدغديرخم نماد ولايت علوي و روز وفات امام صادق (ع) نماد مذهب تشيع در كشور است و بعضي از ايام تاريخي و يا مذهبي ديگر شرايط مشابه آنرا دارند و يا مراسم عمومي در آن برگزار ميشود. ولكن بعضي از روزهاي تعطيلي اين چنين نيست. مثلا 15 خرداد و يا 29 اسفند روز ملي شدن صنعت نفت هيچ ضرورتي براي تعطيلي ندارد و ميتوان آن روز را در تقويم سالانه بدون تعطيل كردن كل كشور ثبت نمود و به همان مناسبت برنامههايي را اجرا كرد.و 12 فروردين روز جمهوري اسلامي ايران نيز در همين مقوله قابل بررسي است با عنايت به اينكه يوم ا... 22 بهمن را داريم كه پيروزي شكوهمند انقلاب اسلامي در آن روز رقم خورده است و يكي از روزهاي تاريخي با شكوه محسوب ميشود و ملت بزرگ همه ساله در چنين روزي با برگزاري راهپيمايي عمومي به تداوم انقلاب اسلامي تاكيد ميكنند، با وجود تعطيلي 22 بهمن، ضرورتي براي تعطيلي 12 فروردين احساس نميشود بويژه اينكه جز رژه نيروهاي مسلح مراسم و برنامههاي عمومي ديگري ندارد كه نياز به تعطيلي باشد.اما در خصوص ايام مذهبي ، بديهي است همچنانكه اشارت رفت نسبت به ايامي كه نماد دين و مذهب رسمي كشور يعني اسلام و تشيع محسوب ميشود تعطيلي آنها پيام خاص خود را دارد و از فلسفه اصلي برخوردار است. همچنين بعضي از ايام مذهبي بخصوص روزهاي وفات و شهادت كه با برنامههاي عمومي و سراسري همراه بوده و از قديم الايام در جامعه ما مرسوم و نهادينه شده است و بعد از انقلاب اسلامي هم تثبيت و بدان تاكيد گرديده است، لكن بعضي از ايام مذهبي بخصوص ميلادها است كه با چنين برنامههاي عمومي همراه نيست و چه بسا تعطيل نشدن آنها موجب رونق برنامهها گردد. معمولا روزهاي جشن و سرور و ميلادها اين چنين است اگر ادارات و كارخانجات و مراكز آموزشي و دانشگاهها و مدارس در ميلادها باز باشد مراسم جشن و سرور و چراغاني بيشتر خواهد بود تا اينكه همه جا تعطيل گرديده و مراكز عمومي و دولتي خاموش و سوت و كور شود سنت ديرينه مذهبي در ميان مردم مسلمان كشورمان اين چنين بوده است كه در ايام وفات بازار و كسب و كار را تعطيل و در ايام ميلاد با چراغاني بازار و محل كسب و كار آن روزها را گرامي ميداشتند. البته سنت حوزه علميه هم چنين بوده است كه عمدتا در ايام وفات و شهادت ، دروس حوزه را تعطيل ميكردند.بسي روشن است كه ايام جشن و سرور مثل غديرخم و نيمه شعبان كه نماد مذهب تشيع است جزء گروه اول محسوب ميشود. يعني نفس تعطيلي آنها پيام تشيع را به جهانيان الهام ميكند.حال بايد بررسي كنيم آيا با تعطيل كردن روز 13 رجب يا 17 ربيعالاول در بزرگداشت و برگزاري برنامهها و مراسم جشن و سرور موفقتر عمل ميكنيم يا تعطيل نبودن آنها و دائر شدن برنامههاي خاص جشن و سرور در ساعاتي از روز و ساعاتي در ادارات و كارخانجات و پخش شيريني و برگزاري برنامههاي جذاب در مدارس و دانشگاهها و ديگر مراكز آموزشي و عمومي؟بيشك دقت نظر در اين موضوعات ما را در رسيدن به نكته مشترك و تصميم درست كه هم ارزش و عظمت معنوي و قدسي ايام حفظ و احياء شود و هم ارزشگذاري اسلام نسبت به كار و كوشش، رشد و شكوفائي، عمران و آباداني بلاد تحقق مييابد و دستور قرآن نسبت به روز جمعه كه نماز جمعه بر پا ميشود اين است كه پس از پايان نماز جمعه ، بسوي كسب و كار خود برويد و از ياد خدا نيز غافل نشويد. فاذا قضيت الصلاه فانتشروا فيالارض و ابتغوا من فضل ا... واذكروا ا... كثيرا لعلكم تفلحون / سوره جمعه/ آيه 10 ترجمه: پس آنگاه كه نماز پايان يافت (بعد از ظهر جمعه باز در پي كسب و كار خود رفته) و روي زمين منتشر شويد و از فضل و كرم خدا (روزي) طلبيد و ياد خدا بسيار كنيد تا رستگار و سعادتمند گرديد.بنابراين تعطيلي شرط لازم گراميداشت يك روز نيست و ميتوان با اشكال گوناگون و با شيوههاي نو در حفظ و احياء و گراميداشت ايام خاص با لحاظ اصولي كه گفته شد، عمل كرد.اميدوارم همكاران گرامي و مردم عزيز و صاحب نظران و انديشمندان با ارائه نظرات راهگشاي خود در تكميل اين موضوع و رفع كاستيها كمك نمايند تا بتوانيم در سال نوآوري و شكوفايي – در اين زمينه نيز شاهد نوآوري در كشور باشيم./ ب Views: 1471
|